تبليغاتX
سینه های بریده

سینه های بریده

جملات قصار

اگر چشمی برابر چشمی گرفته شود، آن وقت جهان کور می شود.
                                                                                     گاندی جی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 23:47  توسط مریم احمدی  | 

مرا به طور مستقل در سنگ سیاه بخوانید

مرا به طور مستقل در سنگ سیاه بخوانید

http://sangsia.blogfa.com

تارنگار شخصی محمدرضا محمدزادگان؛ شاعر و داستان نویس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 1:34  توسط محمدرضا محمدزادگان  | 

دو شعر منتشر نشده از محمدرضا محمدزادگان

1)به وقت تشییع

خمیازه ها           به جای شعر

در نوبت نشر

که چندتا و هفت بار

ساعت نواخت

و خواب           به شکل خیمه

چادر بست این حوالی

ساعت ها بعد

گل های سوسن

به خیابان ریختند

و ساختمان مجاور          ویران

عصر

به وقت تشییع

لبخند

پشت ویترین مغازه

غبار می گرفت.

۲)

گاهی هنوز

دل هوای تپیدن         می کند

میان این همه اوراق

تا سیاه نشده

تا جهان سیاه شود

چند سال می گذرد

از کوچ سیاه شقیقه و

رقص

پیرامون آتش

 یک صفحه قبل

جادوی ی پلک

بعد از کمی ورق

که می خورد دفتر

در مشت          خاک

روزگاری دیگر رقم می زند.
   

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 5:48  توسط محمدرضا محمدزادگان  | 

پرونده ی شاعرانگی محمدرضا محمدزادگان، همسر شاعر و داستان نویسم در هفته نامه بیرمی

نگران نباش؛ آن که کنارِ پنجره انتظار مي کشد

به تاره گی از سوی رضا شبانکاره، روزنامه نگار در هفته نامه بیرمی صفحاتی به آثار و شخصیت ادبی همسر شاعر و داستان نویسم اختصاص یافته، که  یادداشت شبانکاره و گریده مطالبی که در آن هفته نامه منتشر شده، در پی می آید.
سخن دبیر
سرویس ادبی هفته نامه بیرمی که از سوی من اداره می شود، در شماره ی جدید خود، دو صفحه از صفحات خود را به محمدرضا محمدزادگان- شاعر و داستان نویس دشتستانی- اختصاص داد.
محمدرضا محمدزادگان حدود دو دهه است که در زمینه ی سرایش، داستان نویسی فعالیت قلمی دارد. هر چند بنا به شعر بودن اولین و تنها کتاب منتشر شده اش، او را بیشتر به عنوان شاعر می شناسند، اما در کارنامه ی ادبی محمدرضا می توان داستان های کوتاه درخشان و خوبی دید که به دلایلی فرصت مناسب انتشار در هیات یک مجموعه را نداشته اند. به هر روی چندتایی از داستان های محمدزادگان در مجلات و تارنماهای ادبی منتشر شده است. وی چندین دفتر شعر و داستان دارد، که تنها مجموعه شعر "بدرود امی تیس" اش در سال 84 فرصت انتشار یافته است. این مجموعه شعر به هنگام انتشار توانست نظر و توجه محافل ادبی و مطبوعات استان بوشهر را به خود جلب کند، در آن زمان مطالب خوبی درباره ی آن نوشته شد که نوید یک شاعر توانمند را داد.
برای این شاعر جوان و خوش آتیه، آرزوی موفقیت روزافزون داریم.
آن چه در پی می آید لینک مطالب پرونده ی شاعرانگی محمدرضا محمدزادگان در هفته نامه بیرمی است.
رضا شبانکاره

آن که کنارِ پنجره انتظار مي کشد (یادداشت دبیر، خود زندگی نامه نوشت و چند شعر منتشرنشده ی شاعر)

                                           
چند شعر از مجموعه ی «بدرود امی تیس» سروده ی محمدرضا محمدزادگان

داستان کوتاه (سهول)


داستان کوتاه (بیدسایه)


مطالب دیگری نیز- در این رابطه -هست که به زودی بر روی تارنمای هفته نامه بیرمی قرار می گیرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 21:11  توسط مریم احمدی  | 

شعری کوتاه از خودم

 

صدای تو در گوشم می پیچد
                                      و من جیغ می کشم
تو می زنی و من می خندم
 می خندم                                     

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 21:21  توسط مریم احمدی  | 

چند شعر از من

 

1 - عروسک

 

در صبح بارانیِ آن سال

آمدی با آب نبات چوبی رنگین کمان

عروسکی در آغوشم گذاشتی

که آن را در سطل زباله پنهان کردم

 

2 - دست هایت را مرور می کنم

 

تشنه ام

تشنه ی چشمانی که اشک نریخت

کاش می توانستم لالایی ات را بشنوم

که مرا به خواب می برد

دست

دست هایت را مرور می کنم

تو در منی

من در تو

بویت خاموش اَم می کند

دور می شوی  دور می شوی

نقطه می شوی

کاش می شد ابرها را به دست هایت سپرد

شاید باران ببارد.

 

3 - کودک

 

کتابم

شال و کلاه کرده

 

دست اش را می گیرم

و همچون کودکی

به کتابخانه می برم.

 

4 - نوزاد

 

ابر آبستن من

کی فارغ می شوی؟

تا نوزاد تو را

در آغوش بگیرم.

 

 

4 - ریزش

 

ساعت فریاد می زند

به هم می ریزم

تلفن زنگ می خورد

بوی خون

 بوی مرگ

دست هایت را دیگر ندارم

دست های دوازده انگشتی ات

که ریتم خاصی به موهایم می داد.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 12:33  توسط مریم احمدی  |